رفلکس های اسیدی ذهن یک بشر

! هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ

رفلکس های اسیدی ذهن یک بشر

! هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ

رفلکس های اسیدی ذهن یک بشر

اینجا، پِرت های ذهن آشفته ی من هست، نظرات بسته شده است. چنان چه حرف خاصی دارید، با خود در میان بگذارید. این گوشه، تخته سیاه زیستگاه من است. گاهی حوالی ذهنم، زلزله ای رخ می دهد، مجروحان این زلزله، می توانند نحلالند !

لعنت خدا بر Ethan Zuckerman

پیوند های من
طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

سفری به کلیبر

سه شنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۴۴ ق.ظ
هدفم، از نوشتن، نظاره به دنیای اطراف من، با عینکی دیگر است، نه دید سیاسی به مطلب دارم و نگاهی قومیتی، خوشحال می شوم، هیچ کس از مطالب من، ذهنیت بد نداشته باشد.

سفر دیروز من، به کلیبر ( کالیفورنیا ، اصطلاح طنز گونانه ) به خواست یکی از دوستان خوبم، مهندس رشیدی انجام گرفت، کلیبر، بهشت آذربایجان است. فارغ از نگاه استریوتایپی شهر های ما، که معمولا با نگاه تعصبی به شهر های اطراف نگاه می کنند ...



در ورودی شهر، رستوران یا هتلی با نام جالب Kollywood خود نمایی می کرد که یک ترکیب هوشمندانه از کلمه های کلیبر و هالیوود است. قصد توضیحات کلیشه از زیبایی های کلیبر را ندارم. به اصل مطلب می روم.



کمپ گردشگری خوبی در کوهپایه ی قلعه ی بابک، بنا شده است. میراث فرهنگی و گردشگری کلیبر، طی مناقصه ای، توسعه و زیباسازی مسیر منتهی به قلعه ی بابک را به این دوست ما وا گذار کرده است،


تا اینجای کار، هیچ چیز غیر عادی وجود ندارد ...

مسیر برای آسفالت و زه کشی آماده شد، خودروی های سنگین، یکی پس از دیگری، وارد کار شدند، اما در بدو شروع کار، یکی از زمین های اطراف کمپ، اجازه ی آسفالت کشی را به شرکت و میراث فرهنگی نمی دهد. به بهانه ی اینکه، این اسفالت، با گذر زمان، حریم به خود خواهد گرفت و عملا زمین من، از بین خواهد رفت.


کار با تعهد و هر آنچه لازم بود، پیش نرفت که نرفت، مدیریت کمپ گردشگری، جمله ی جالبی گفت ...

ما آذربایجانی ها ، مستعد هیج پیشرفتی نیستیم ،
نژاد پرستی را بهانه نسازیم ....



*. آپلود تصاویر در لا ب لای مطالب، ارتباطی به پاراگراف قبل و یا بعد ندارد، تنها به دلیل عدم جمع شدن تصاویر در یک بخش، به این صورت ارسال شده است.
۹۴/۰۳/۱۲
یک بشر